حسن حسن زاده آملى
379
هزار و يك كلمه (فارسى)
كلمه 504 مرحوم سيد جعفر خرسان درباره هلال عيد فطر گويد ( شعراء الغرى - ج 2 - ص 10 ) : و لما انقضى شهر الصيام بفضله * أتانا هلال العيد من جانب الغرب كحاجب شيخ شاب من طول عمره * يشير لنا بالرمز للأكل و الشرب عروضى در مقاله دوم چهار مقاله اين دو بيت را از امير معزّى در وصف ماه نو آورده است : اى ماه چو ابروان يارى گويى * يا نى چو كمان شهريارى گويى نعلى زده از زرعيار گويى * در گوش سپهر گوشوارى گويى بند نوزدهم « دفتر دل » نگارنده : « حسن حسنزاده آملى » در بيان مراتب تجلّى است كه سخن در وصف حال سالك از ظهور تجليّات به نحو تمثيل بدين گونه پيش آمده است : ( ديوان - ص 377 ) در اوّل ذكر آرد انس با يار * در آخر ذكر از انس است و ديدار چنان كه مرغ تا بيند چمن را * نيارد بستنش آنگه دهن را شود مرغ حق آن فرزانه سالك * كه با ذكر حق است اندر مسالك هلال اينك بود با من مقابل * كه هوش از سر برد آرامش از دل ز تقدير عزيز است و عليم است * كه شكلش همچو عرجون قديم است هوا از بس كه صاف است و زلال است * فضا از بس كه آرام است و لال است هلالم را جمالى در كمال است * كه وصف آن بگفتگو محال است فزون از آنكه گفت ابروى يار است * و يا همچون كمان شهريار است و يا نعلى كه از زرّ عيار است * و يا گوش فلك را گوشوار است شنيدم ناگهانم اين مقال است * هلال است و هلال است و هلال است چگونه مرغ حق نايد به حق حق * چو مىبيند جمال حسن مطلق